قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2799
تاريخ الفي ( فارسى )
برسق جدا شده به جانب وادى بزاعه « 1 » رفته آن شهر را مالك شد . القصّه ، از معرّة النّعمان سپاه اسلام پراكنده شدند و آنچه از اسباب و اموال تاراج كرده بودند پيشتر به اردو فرستادند و خود جريده طايفه طايفه از عقب اردوى خود مىرفتند . اتّفاقا ، چون اين خبر به سمع روحيل فرنگى ، صاحب أنطاكيّه رسيد ، با پانصد سوار شيرشكار سوار شده خود را به اردوى سپاه اسلام ، كه از مردان جنگ بالكليّه [ 336 الف ] خالى بود ، رسانيده تمامى اموال و اسباب از ايشان گرفته چندين خلايق به قتل رسانيد كه محاسب وهم از شمارهء آن عاجز بود . در اين أثنا ، چون سپاه اسلام بىخبر فوجفوج مىرسيدند هر طايفه كه به حوالى اردو مىرسيدند فرنگيان ايشان را به ضرب تيغ بىدريغ هلاك مىگردانيدند ، كه در اين أثنا ، امير برسق بن برسق به آنجا رسيده از حقيقت حال خبر يافت و از هول جان بالاى تلّى ، كه در آن حوالى بود ، برآمده به چشم خود پشتهپشته از كشتههاى مسلمانان را مشاهده نمود . بنابراين ، مىخواست كه با ايشان جنگ كرده شهيد شود كه برادرش زنگى بن برسق او را از بالاى آن تلّ پايين آورده روى به گريز نهادند . فرنگيان ايشان را تعاقب نموده به هركه مىرسيدند مىكشتند . و چون موكّلان بنديها ، كه از شهر كفرطاب گرفته بودند ، اين خبر شنيدند ، فى الحال ايشان تمامى آن اسيران را به قتل رسانيدند . همچنين پسر ايلغازى ، أياز ، در آن روز به قتل رسيد . و امير برسق بن برسق و زنگى برادر امير برسق بعد از اين واقعه به اندكروز در سال آينده از غيرت و غصّه بيمار شده فوت شدند . هزار رحمت بر اهل غيرت باد . و از جمله وقايع اين سال آنكه فرنگيان شهر رفنيه « 2 » كه از شهرهاى ولايت شام بود از دست عمّال و نوّاب اتابك طغدكين گرفته به واسطهء استحكام قلعهء آن شهر ، تمام ذخيرهها و اموال خود را در آن شهر كشيدند و جمعى كثير از دليران سپاه به محافظت آن شهر تعيين نمودند و در آن باب كمال اهتمام به جاى آوردند . و چون اين خبر ، به اتابك طغدكين رسيد ، او با لشكرى انبوه از شهر دمشق بيرون آمده دست به نهب و غارت ولايات فرنگى برآورده اكثر ولايات ايشان را خراب مطلق گردانيد تا آنكه خبر به او رسيد كه لشكر فرنگ از شهر رفنيه رفت و همان جماعت كه به نگاهبانى آن شهر مقرّر شدهاند ، ماندهاند . القصّه ، اتابك طغدكين بعد از شنيدن اين خبر مسرّتاثر جريده با چند تن از مردان نبرد
--> ( 1 ) . بزاعه : شهرى است ما بين حلب و منبج ؛ - صفىپورى ، منتهى الأرب . ( 2 ) . ق ، ش : دفينه . جايگاهى است در سواحل شام پهلوى طرابلس ؛ - ياقوت ، معجم البلدان .